|
ريتم
هاي زندگي روزمره
ريتم
به خاطر اينکه در طبيعت انسان و محيط
اطراف او موجود بوده انسان هميشه با آن
در ارتباط بوده است . ريتم ناشي از
ضربان قلب انسان گام هاي او دم و باز دم
و حرکات موزون دستهاي او در حين راه
رفتن و همچنين ريتم هاي موزون امواج
دريا و صداي پرزدن پرندگان و آواز
خواندنشان و ريتم ساير انسانها و حرکات
حيوانات به همراه ايجاد جاذبه و علاقه
در او زمينه اي براي استفاده
از ارزش والاي آنها ايجاد مي کند .
ريتم از ارکان اصلي حيات انسان مي
باشد . انسان حيات و تلاش خود را ناخود
آگاه با ريتم برنامه ريزي ميکند بدين
ترتيب هم در در کارهاي گروهي انجام
کارهاي سخت و سنگين به کمک ريتم هاي
موزون سهل تر مي شود . چه کسي مي دانست
ريتم هاي تنظيم کننده فعاليتهاي
روزانه انسانها هنر موسيقي و رقص را که
بيانگر احساسات مي باشد خلق خواهد نمود
؟!
يک
محقق اروپايي به نام (( برتون )) در
آفريقا هنگامي که يک شب طرز همکاري چند
نفر کارگر سياهپوست را که به يک ارباب
سفيد پوست خدمت مي کردند تماشا مي کرد
به اين موضوع کنجکاوشده و در اين
ارتباط مينويسد آن کارگرهاي سياهپوست
با بهرگيري از فرم ريتم موزون کار خود
يک آهنگ را خلق کرده مي خوانند . در
نتيجه آهنگسازي اين نغمه سواي اينکه
کارها را با هم ديگرراحت و با سرعت به
پيش مي بردند خاطرات تلخي که در نتيجه
استشمار مضاعف در دلشان بوجود آمده بود
با زمزمه کردن و به زبان آوردن کلمات
تلخ در آهنگي که خود ساخته اند نفرت خود
را نسبت به اربابشان نشان داده و يا
بهتر بگوييم عقده هايشان را خالي مي
کردند . کارگرها در آهنگي که با
تاثيرپذيري از ريتم کارگروهي خود
ساخته بودند اين حرفها را مي خوانند :
اي
ارباب سفيد پوست از ساحل مي رود پوقي
پوقي
ما
هم به دنبال آن روانيم پوقي
پوقي
ما
با کاروان اين ارباب بزرگ پوقي
پوقي
از
دره ها و رودخانه ها مي گذريم پوقي
پوقي
به
اندازه ايکه به ما خوراک بدهند پوقي
پوقي
کلمه
(( پوقي )) آمده در آخر ابيات شعري که در
نتيجه استشمار کارگرهاي سياهپوست توسط
ارباب سفيد پوستشان توسط سياهپوستان
سروده شده نام يک گرگ آفريقايي است .
در
اينجا کلمه (( پوقي )) هم ريتم نغمه کار
محسوب مي شود و هم خطاب بديعي مي باشد
که در ادبيات شفاهي آذربايجان در موقع
اظهار دردها و آلام کوه را ( نماد
استواري و صبر ) مورد خطاب قرار مي دهند
.
محقق
ديگري مي نويسد : يک پسر سياهپوستي براي
ارباب سفيدپوست سنگ مي شکست مشاهده
کردم که از ريتم موزون شکستن سنگها يک
آهنگي را ساخته و اين چنين مي خواند :
آنها
به ما ظلم مي کند .... هي
از
ما کار سنگين مي کشند .... هي
قهوه
خوشمزه را مي نوشند .... هي
به
ما هيچ نمي دهند .....
هي
کلمه (( هي )) که در پايان هريک از
مصراع هاي نغمه حسرت انگيز آن کارگر
سياهپوست خوانده مي شود در واقع صدايي
است که با آواي موزون ابزار کار نفس و
تلاشهاي او در هم آميخته وزن و يا ريتم
نغمه ساخته شده مي باشد .
نتيجه
بدست آمده از اين بحث اين است که کار و
فعاليت ما در ريتم هاي اوليه اي که
امروزه کلاسيک شده اند شعر شاعر آهنگ
سازان ابتدايي خواننده رقاص و همينطور
آلات بکار گرفته شده در آنها و ابزار
آلات موسيقي ميباشد.
|